+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:9 توسط برگ سبز
|
مهربانیت را دیده ام نه در خواب، که در بیدارترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق،اول و اخر حادثه من و تو باشد... و دل هدیه ای که همیشه در تصرف چشمهایت خواهد بود... پس دست های پر مهرت را به من بده که امده ام کنار تو بمانم ... امده ام کناره تو بمانم تا همه عشق و محبت و مهربانی را نثارت کنم ...