ஜ☆ஜقاب کوچک من و تو☆ஜ☆ஜ
که بهت می گفتم یک قرار بزار هم دیگه را ببینیم اما دریغ از این که تو یک بار این و بخوای بهانه وقت نداشتن رو قبول نمی کنم به این دلیل که وقتش رو داشتی نمی خواستم اصلا بهت بگم،کاش یک طور دیگه با هم آشنا می شدیم که من توقع بیش از حد نداشتم درسته نه؟ من و خیلی اذیت کردی ،تمام روزایی که اعصابم و خورد کردی ، می کنم. بابا یک قولهایی داده که برای مسافرت بیایم اهواز که احتمالا میایم.اگر سالم رسیدیم بهت اطلاع میدم .اگر دوست داشتی بیا همدیگر و ببینیم . تورا گم کرده ام امروز ...وحالا لحظه هاي من ..گرفتار سکوتي سرد وسنگينند..وچشمانم...که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ...نمي داني چه غمگينند ..چراغ روشن شب بود ..برايم چشم هاي تو.. نمي دانم چه خواهد شد....پر از دلشوره ام... بي تاب ودلگيرم..... 2تا چیز می خواستم بهت بگم اما به نظر خودم زمان یکیش آخر امسال میرسه بهت بگم یکی دیگش هم آخرای فروردین البته همون موقع که خواستی بری سربازی ولی تا اون موقع اصرار نکن بهت بگم چون نمیگم اصلا هم قابل بخشش نیستی اینم بدون این عکس میدونی برای چه موقع است؟ همون سالی که رفته بویم محمود آباد قلبم و کشیدم اسمت رو حک کردم داخلش تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو کیستی که من از موج یک تبسم تو مثال قایق سر گشته روی گردابـم
یک چیزی هم یادت باشه که سال ۸۶
اگر روزی برای جبران باشه حتمــــــــــــــــا تلافی ![]()


| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |



