از كی واز كجا بگم وقتی كسی گوش نكنه
گوشها در ودروازه ان كيه فراموش نكنه
حرفهای تنگ دلمو تو گوش كی نجوا كنم
من سفره اين دلمو پيش دل كی وا كنم
تنها سنگ صبور من اين كاغذ واين قلم
به پام نشسته در سكوت يه عمر با من همدم
حرفای تنگ دل من تو كاغذا جا نميشه
بغض گرفته گلوم به اين زودی وا نميشه
بازم كاغذ با يك قلم حرفا همه حرف حساب
كاغذا صد تا برگ شدن می خوام بشه روزی كتاب
كتاب من باز نميشه بسته ميمونه هميشه




