ஜ☆ஜقاب کوچک من و تو☆ஜ☆ஜ
عاشقی نه دل نه دین می بایدش من چنینم چون چنین می بایدش هر کس رویایی در سر دارد و چه اندکند عاشقانی که به دنبال تحقق رویاهایشان می کوشند تا به آن دست یابند .و چه بسیارند کسانی که به دنبال رویای شان از کوچه پس کوچه های امید می گذرند و تا چند قدمی آن از تلاش باز می ایستند.و روی سخن با آن جماعتی است که از تلاش باز می ایستند و تا زنده اند در آرزوی تحقق رویای خویش می سوزند و با این اندیشه زندگی را سر می کنند که اگر کمی دیگر پیش می رفتند ،اگر نا امیدی به دل راه نمی دادند و اگر از تلاش باز نمی ایستادند رویای شان تحقق می یافت راهی که پیش روی همه ما قرار دارد اما باید مرد راه بود تا آن را طی کرد .و باید راه را شناخت با عزمی راسخ و اراده ای پولادین تا شاید اگر به مانعی برخورد کرد آن را دور زد و باز هم به سفر ادامه داد. نویسنده:پائولو کوئیلو برگرفته از کتاب کیمیاگر
هر وقت موقعیتت جور میشه و البته حوصله داشتی به من تک زنگ بزن من اگر بیرون باشم یا شرایط جور بود خودم برات زنگ می زنم الان راهت دورتر شده خدا را هم خوش نمی آید بخواهی هر دفعه با موبایلت هزینه کنی اینطوری من راحت ترم متاسفانه هر بار که پیام میدم که حداقل خودم تماس بگیرم مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد. راستی پیامت آمد اونا چی بودن واقعا من اینجوری که تو پیام فرستادی ام !!!!!!!!!!!!!یا برای اد لیستات فرستادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه عادت هایی داری؟سحر خیز هستی ؟چند ساعت تلویزیون نگاه می کنی چه آدمی هستی؟ 1.ولخرج 2.مقتصد 3.خسیس چقدر زمان صرف حمام و خواب کارهای شخصی می کنید و اما زبان ابراز عشققققققققققققققق دوست داری چطور باشه؟ 1.قلبی 2.زبانی 3.هدیه دور از انتظار 4.سپری کردن اوقات فراغت با هم روابط خانوادتون چطوریه؟ افراد خانواده با هم چطور رفتار می کنن؟ دوست داری با فاصله با اونا زندگی کنی ؟ یا رابطه خیلی صمیمی و نزدیک به هم؟ چه طور از پس لحظات سخت بر می آیید؟آیا دلسرد می شوید یا برای کنترل امور به یکدیگر کمک می کنید؟ برخورد با مشکلات :مثل شغل ، تصادف ماشین، بیماری های جدی اعتقادات مذهبی ؟ بسیار مذهبی(که نیستیم) اصلا مذهبی نباشد در حد معقول انتظار از ازدواج؟ از سر کار تا حساب پس انداز 2.چه مسئولیتی در زندگی زناشوئی دارید؟ انتظار یک زندگی عاشقانه یا فکر می کنید مربوط به پیش از ازدواج است؟ اهداف زندگی تو 10سال آینده خودت رو کجا می بینی؟ دوست داری بیست سال دیگه چه زندگی داشته باشی؟ اهداف شغلی؟مکان زندگی؟مکان ثابت یا متغییر؟ مطالبی و که زحمت کشیدین و گذاشتی رو خوندم جالب بودن اما بعد از این همه مدت که من می نوشتم و تو می خوندی حالا 2 کلمه از خودت می نوشتی توآیدی هم پیامی نبود نیدونم چی شده بود شاید تو راه که میومده یکی گرفتش ؟یک مطلبی تو روزنامه می خوندم که یک زوج موفق البته به اصطلاح خودشون از روز اول باهم شرط گذاشته بودن که طوری با هم رفتار کنن که مثلا یکی از اونا یک مریضی گرفته و خودشم نمی دونه پس به خاطره همون یک روزی که ممکنه زنده باشه با همم خوب رفتار می کردن و لحظه های خوب زندگیشون رو سر مسائل بیخود تلخ نمی کردن خیلی خوشم آمد فکر جالبی بوده الان هم حدود 6سال از زندگیش می گذشت یا اینکه یک نفر دیگه توی خونشون صندوق انتقادات گذاشته بود و آخر هر هفته به نوشته ها رسیدگی می کردن و سعی در رفع اونا می کردن من حتما از این روش استفاده خواهم کرد. این ها یاداشت های یک دانشجویه فقط بدون قصد ومنظور دوران قبل از دانشگاه = به انتظارعشقي شيرين دانشجوي سال اولي = الكي خوش دانشجوي فارغ التحصيل = او از قفس پريد دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد امتحان رياضي ايستايي = كشتار بيوجرسي تحويل نهايي = اين روز فرا نميرسد ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي مسئولين دانشگاه = اينها حرف نميزنند استادان = اين گروه خشن اشپزخانه = خانه عنكبوت رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم برخورد استادان = زن بابا شب تحويل = امشب اشكي ميريزم تقلب در امتحان = راز بقا دانشجوي معترض = پسر شجاع خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار انصراف = فرار از كولاك تصحيح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ آرزوي دانشجويان = خداحافظ pnuعزیز رئيس اموزش = هزاردستان برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند از دانشگاه تا خانه = از كرخه تا راين آخرش شاید= بالاخره کلاس زبان ثبت نام کردم از تابستون هم شلوغ تر بود چه صفی بود برای تعیین سطح ما که 6 رفتیم البته با دوست دوران دبیرستانم رفتم سمانه گفتم هرچی باشه از مرجان بهتره البته هر کس خوبی و بدی داره اما الان به این نتیجه رسیدم نمیدونم چرا وقتی یک مدت با دوستام می گردم نسبت به من حس حسادتشون برانگیخته می شه هیچ وقت علتش رو نفهمیدم،کاری هم نمی کنم حرفی هم نمی زنم اما نمیدونم چرا اینطور میشه خیلی دوست داره خودش رو شبیه من بکنه اما حالا این منم که سعی میکنم راهم رو ازش کم کم جدا کنم .از این مسائل حاشیه ای که بگذریم کلی منتظر شدیم تا ساعت 8:15 نوبتمون شد.اول سمانه رفت بعد من رفتم سوالا رو می فهمیدم اما تو جواباش یک خورده شک می کردم اسم و فامیل و شغل رو خواست البته 2خط هم نوشتم شروع کلاسا شد 2آبان ماه روزهای فرد 4تا 6عصر یک چیز خیلی جالب روز 5شنبه رفته بودیم خونه مامانبزرگ رو تکونی بدیم از ساعت 2 من و عطی و خاله رفتیم تو حیاط به موکت شستن دیگه آخرای کار بود همین طور سرم و گرفتم رو به آسمون و گفتم خدایا قربونت برم چرا هیچکس من و دوست نداره به 5 دقیقه نکشید که اس ام اس رسید که دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم دنیای من همین جوری مونده بودم چی بگم دیگه حرفی برای گفتن نمونده بود خیلی وقتا این حالت برام اتفاق افتاده خیلی خوب می دونم که حواسش بهم هست منم چیزی غیر از این نمیخوام عاشقی جرم قشنگیست به انکارش مکوش نمیدونم چی بنویسم فعلا همه چیز خوب پیش میره شاید برم کلاس زبان کم و بیش هم برای ارشد می خونم تا ببینم خدا چی می خواد بهت تبریک می گم عزیزم موفــــــــــــــــــــــــق باشــــــــــــــــــــــــــــی به افتخارش یک کف مرتب اون وسطــــــــــــــــــــیا شله شله
![]()
![]()
قبول شدن در دانشگاه = آرزوي ديرينه![]()
كنكور = گذرگاه كاماندارا![]()
دانشجويان دانشگاه = بينوايان![]()


![]()
![]()
تحويل موقت = زنگ خطر![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
استاد راهنما = مرد نامرئي![]()
![]()
![]()

![]()
خلاقيت = قله قاف

![]()
![]()
![]()

شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جـــــــــــناب مهنــــــــــــــدس
را به دانشگاه گرامی می داریم
![]()
![]()
![]()

::ادامه مطلب::
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |





