سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386
روز5شنبه بود ازت خواستم نماز عید رو حتما بری بخونی ولی بهانه
اوردی من اسرار می کردم تو انکار. من تو این 2سالی که رفتم خیلی
برام لذت بخش بود گفتم تو هم بری ببینم همین حس بهت دست می ده یا
نه؟اما بعدش پشیمون شدم گفتم برای چی اسرار کردم هر کاری که به
زور نمیشه انجام داد .الانم امار دقیق به دستم نرسیده رفتی یا خواب
موندی
نوشته شده توسط خودم و خودت در ساعت 7:18 | لینک
|