استادامون حرف جالبی زد می گفت:عشق های چشمکی با اخم های تلخکی از بین می رن
از گفتش خوشم آمد گفتم بنویسمش بد نیست
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:39 توسط برگ سبز
|
مهربانیت را دیده ام نه در خواب، که در بیدارترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق،اول و اخر حادثه من و تو باشد... و دل هدیه ای که همیشه در تصرف چشمهایت خواهد بود... پس دست های پر مهرت را به من بده که امده ام کنار تو بمانم ... امده ام کناره تو بمانم تا همه عشق و محبت و مهربانی را نثارت کنم ...